خاکیان افلاکی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

بسم رب الشهدا و الصدیقین


با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات خدمت همه عزیزان شهدایی
جای این بخش را در این وبلاگ خالی دیدم
امیدوارم همه کاربران عزیز محبت کنند و حتی یک جمله برای شهدا درد و دلی بنویسند
مطمئن هستم که گنجینه ی زیبایی میشود از دل نوشته های شما در ساعات دلتنگی تان
باشد که مشمول دعای خیرشان شویم
انشاالله




طبقه بندی: دلنوشته،  داستان های عبرت انگیز،  ولایت فقیه،  احکام،  خاطرات،  عکس سرداران،  وصیت نامه،  کرامات شهدا، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

وصیت نامه ی شهید عباس کریمی قهرودی



ادامه مطلب
طبقه بندی: وصیت نامه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

متنی كه در زیر می خوانید، وصیتنامه ای از سردار رشید اسلام، شهید دكتر مصطفی چمران است كه خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده است. این وصیتنامه در 29 خرداد سال 1355 تنظیم گردید یعنی در سیاه ترین روزهای جنگ داخلی لبنان، كه از یكسو نیروهای فلسطینی و احزاب چپ لبنان با سوریه درگیر شده بودند؛ و از سوی دیگر احزاب دست راستی و در رأس آنها فالانژیستها، با سوءاستفاده از غفلت جبهه ملی و اسلامی لبنان، مناطق آنان را مورد هجوم قرار داده بودند. در چنین روزهایی كه از آنها به عنوان دومین دوره جنگ داخلی نام برده می شود، امام صدر به دكتر چمران مأموریت داد تا برای سازماندهی مقاومت شیعیان، راهی شهرك نبعه گردد. و این وصیتنامه قبل از عزیمت تنظیم گردید.


متن وصیتنامه:

وصیت می
كنم به كسی كه او را بیش از حد دوست می دارم! به معبودم ! به معشوقم ! به امام موسی صدر! كسی كه او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسین می خوانم! كسی كه رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصیت می كنم …
برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی كه مدتهاست با آن آشنا شده ام. ولی برای اولین بار وصیت میكنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می   رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علایق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت میروم.
از اینكه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشكلاتی سخت دست به گریبان بوده ام، متأسف نیستم. از اینكه آمریكا را ترك گفتم، از اینكه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینكه دنیای علم را فراموش كردم، از اینكه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نیستم …
از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شكست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شكسته دلان هم آواز گشتم.
از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …
تو ای محبوب من، دنیایی جدید به من گشودی كه خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش كند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا

قدرتهای بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زیر پا بگذارم و ارزشهای الهی را به همگان عرضه كنم، تا راهی جدید و قوی و الهی بنمایانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا دیگر خود را نبینم و خود را نخواهم، جز محبوب كسی را نبینم، جز عشق و فداكاری طریقی نگزینم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قید و بندهی مادی آزاد شوم…
تو ای محبوب من رمز طایفه ای، و درد و رنج هزار و چهار صد ساله را به دوش می كشی، اتهام و تهمت و هجوم و نفرین و ناسزای هزار و چهار صد سال را همچنان تحمل می كنی، كینه های گذشته و دشمنی های تاریخی و حقد و حسدهای جهان سوز را بر جان می پذیری، تو فداكاری می کنی، تو از همه چیز خود می   گذری، تو حیات و هستی خود را فدای هدف و اجتماع انسانها می كنی، و دشمنانت در عوض دشنام می   دهند و خیانت می كنند، به تو تهمتهای دروغ می زنند و مردم جاهل را بر تو می شورانند، و تو ای امام لحظه ای از حق منحرف نمی شوی و عمل به مثل انجام نمی دهی و همچون كوه در مقابل طوفان حوادث آرام و مطمئن به سوی حقیقت و كمال و قدم بر می داری، از این نظر تو نماینده علی (ع) و وارث حسینی… و من افتخار می كنم كه در ركابت مبارزه می كنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم…
ای محبوب من، آخر تو مرا نشناختی!
زیرا حجب و حیا مانع آن بود كه من خود را به تو بنمایانم، یا از عشق سخن برانم یا از سوز درونی خود بازگو كنم…
اما من، منی كه وصیت می كنم، منی كه تو را دوست می دارم… آدم ساده ای نیستم! من خدای عشق و پرستشم، من نماینده حق و مظهر فداكاری و گذشت و تواضع و فعالیت و مبارزه ام، آتشفشان درون من كافیست كه هر دنیایی را بسوزاند، آتش عشق من به حدی است كه قادر است هر دل سنگی را آب كند، فداكاری من به اندازه ای است كه كمتر كسی در زندگی به آن درجه رسیده است …
به سه خصلت ممتاز شده ام:
1. عشق كه از سخنم و نگاهم و دستم و حركاتم و حیات و مماتم می بارد. در آتش عشق می سوزم و هدف حیات را جز عشق نمی شناسم. در زندگی جز عشق نمی خواهم، و جز به عشق زنده نیستم.
2. فقر كه از قید همه چیز آزاد و بی نیازم. و اگر آسمان و زمین را به من ارزانی كنند، تأثیری در من نمی كند.
3. تنهایی كه مرا به عرفان اتصال می دهد. مرا با محرومیت آشنا می كند. كسی كه محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق می سوزد. جز خدا كسی نمی تواند انیس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشكهای او را پاك نخواهند كرد. جز كوههای بلند راز و نیازهای او را نخواهند شنید و جز مرغ سحر ناله های   صبحگاه او را حس نخواهند كرد. به دنبال انسانی می گردد تا او را بپرستد یا به او عشق بورزد. ولی هر چه بیشتر می گردد، كمتر می یابد …
كسی كه وصیت می كند آدم ساده ای نیست. بزرگترین مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشیده، از زیباترین و شدیدترین عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگی میوه چیده، از هر چه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده، و در اوج كمال و دارایی همه چیز خود را رها كرده و به خاطر هدفی مقدس، زندگی دردآلود و اشكبار و شهادت را قبول كرده است.
آری ای محبوب من، یك چنین كسی با تو وصیت می كند …
وصیت من درباره مال و منال نیست. زیرا می دانی كه چیزی ندارم، و آنچه دارم متعلق به تو و حركت و مؤسسه است. از آنچه به دست من رسیده، به خاطر احتیاجات شخصی چیزی بر نداشته ام. جز زندگی درویشانه چیزی نخواسته ام. حتی زن و بچه ها و پدر و مادر نیز از من چیزی دریافت نكرده اند. آنجا كه سر تا پای وجودم برای تو و حركت باشد، معلوم است كه مایملك من نیز متعلق به تو است.
وصیت من درباره قرض و دین نیست. مدیون كسی نیستم، در حالی كه به دیگران زیاد قرض داده ام. به كسی بدی نكرده ام. در زندگی خود جز محبت، فداكاری، تواضع و احترام نبوده ام. از این نظر نیز به كسی مدیون نیستم …
آری وصیت من درباره این چیزها نیست …
وصیت من درباره عشق و حیات و وظیفه است …
احساس می كنم كه آفتاب عمرم به لب بام رسیده است و دیگر فرصتی ندارم كه به تو سفارش كنم. وصیت می كنم، وقتی كه جانم را بر كف دستم گذاشته ام، و انتظار دارم هر لحظه با این دنیا وداع كنم و دیگر تو را نبینم…
تو را دوست می دارم و این دوستی بابت احتیاج و یا تجارت نیست. در این دنیا به كسی احتیاج ندارم. حتی گاهگاهی از خدای بزرگ نیز احساس بی نیازی می كنم … از او چیزی نمی طلبم و احساس احتیاج نمی كنم. چیزی نمی خواهم، گله ای نمی كنم و آرزوئی ندارم. عشق من به خاطر آن است كه تو شایسته عشق و محبتی، و من عشق به تو را قسمتی از عشق به خدا میدانم. همچنانكه خدای را می پرستم و عشق می ورزم، به تو نیز كه نماینده او در زمینی عشق می ورزم. و این عشق ورزیدن همچون نفس كشیدن برای من طبیعی است …
عشق هدف حیات و محرك زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام. عشق است كه روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می كند، مرا از خودخواهی وخودبینیی رهاند، دنیای دیگری حس می كنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی  لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می كنم. لرزش یك برگ، نور یك ستاره دور، موریانه كوچك، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است …
به خاطر عشق است كه فداكاری می كنم. به خاطر عشق است كه به دنیا با بی اعتنایی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است كه دنیا را زیبا می   بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس می كنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می كنم …
می دانم كه در این دنیا به عده زیادی محبت كرده ام، حتی عشق ورزیده ام، ولی جواب بدی دیده ام. عشق را به ضعف تعبیر می كنند و به قول خودشان زرنگی   كرده از محبت سوءاستفاده می نمایند!
اما این بی خبران نمی دانند كه از چه نعمت بزرگی كه عشق و محبت است، محرومند. نمی دانند كه بزرگترین ابعاد زندگی   را درك نكرده اند. نمی دانند كه زرنگی آنها جز افلاس و بدبختی و مذلت چیزی نیست …
و من قدر خود را بزرگتر از آن می دانم كه محبت خویش را از كسی دریغ كنم. حتی اگر آن كس محبت مرا درك نكند و به خیال خود سؤاستفاده نماید. من بزرگتر از آنم كه به خاطر پاداش محبت كنم، یا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می سوزم و لذت می برم. این لذت بزرگترین پاداشی است كه ممكن است در جواب عشق من به حساب آید …
می دانم كه تو هم ای محبوب من، در دریای عشق شنا می كنی. انسانها را دوست می داری. به همه بی دریغ محبت می كنی. و چه زیادند آنها كه از این محبت سوءاستفاده می كنند. حتی تو را به تمسخر می گیرند و به خیال خود تو را گول میزنند … تو اینها را می دانی ولی در روش خود كوچكترین تغییری نمی دهی … زیرا مقام تو بزرگتر از آن است كه تحت تأثیر دیگران عشق بورزی و محبت كنی. عشق تو فطری است. همچون آفتاب بر همه جا می تابی و همچون باران برچمن و شوره زار می باری و تحت تأثیر انعكاس سنگدلان قرار نمی گیری …
درود آتشین من به روح بلند تو باد كه از محدوده تنگ و باریك خودبینی و خودخواهی بیرون است و جولانگاهش عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست.
عشق سوزان من فدای عشقت باد، كه بزرگترین و زیباترین مشخصه وجود توست، و ارزنده ترین چیزی است كه مرا جذب تو كرده است، و مقدس ترین خصیصه ای است كه در میزان الهی به حساب می آید …




طبقه بندی: وصیت نامه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

بسم رب الشهدا والصدیقن

 

وصیت نامه شهید محمد جهان آرا

 

بارپرودگارا،ای رب العالمین،ای غیاث المستغیثین وای حبیب قلوب الصالحین.تو را شکر می گیوم که شربت شهادت این گونه راه رسیدن انسان به خودت را به من بنده ی فقیر و حقیر و گناهکارخود ارزانی داشتی.من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سراموال این دنیا ملتی را،امتی را و جهانی را به نیستی و نابودی می کشانند،فرو آورم. خداوندا! تو خود شاهدی که من تعهد این آزادی را با گذراندن تمام وقت و هستی خویش ارج نهادم. با تمام دردها و رنج هایی که بعد از انقلاب بر جانم وارد شد صبر و شکیبایی کردم ولی این را می دانم که این سران تازه به دوران رسیده،نعمت آزادی را درک نکرده اند چون دربند نبوده اند یا در گوشه های تریاهای پاریس، لندن وهامبورگ بوده اند و یا در 

و توای امامم!ای که به اندازه ی تمام قرنها سختیها و رنجها کشیدی از دست این نابخردان خرد همه چیزدان!لحظه لحظه ای این زندگی بر تو همچن نوح، موسی و عیسی و محمد (ص) گذشت.ولی تو ای امام و ای عصاره ی تاریخ بدان که با حرکتت،حرکت اسلام را در تاریخ جدید شروع کردی و آزادی مستضعفان جهان را تضمین کردی.ولی ای امام کیست که این همه رنجها و دردهای تو را درک کند؟! کیست که دریابد لحظه ای کوتاهی از این حرکت به هرعنوان،خیانتی به تاریخ انسانیت و کلیه انسان های حاضر و آینده تاریخ می باشد؟ای امام! درد تو را، رنج تو را می دانم چه کسانی با جان می خرند،جوان با ایمان،که هستی و زندگی تازه ی خویش را در راه هدف رسیدن حکومت عدل اسلامی فدا می کند.بله ای امام! درد تو را جوانان درک می کنند،اینان که ازمال دنیا فقط و فقط رهبری تو را دارند و جان خویش را برای هدفت که اسلام است فدا می کنند.ای امام تا لحظه ای که خون در رگ های ما جوانان پاک اسلام وجود دارد لحظه ای نمی گذاریم که خط پیامبر گونه تو که به خط انبیاء و اولیاء وصل است به انحراف کشیده شود.

ای امام!من به عنوان کسی که شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم و ازپرپرشدن جوانان خرمشهری برمی خیزد وآن،این است؛ای امام!از روزی که جنگ آغاز شد تا لحظه ای که خرمشهرسقوط کردمن یک ماه بطورمداوم کربلا رامی دیدم هر روزکه حمله ی دشمن بربرادران سخت می شد و فریاد آنها بی سیم را از کار می انداخت وهیچ راه نجاتی نبود به اتاق می رفتم،گریه را آغاز می کردم وفریاد می زدم ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را.




طبقه بندی: وصیت نامه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

وصیت نامه شهیدعباس بابای

 

همسرم راه خدا را انتخاب کن که جزاین راه دیگری وجود ندارد ملیحه جان همانطوری که میدانی،‌احترام مادر واجب است.اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد،اولین کسی که سخت ناراحت می شود،‌مادر است که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش است... 
. . .
ملیحه هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران و امامان معصوم استفاده کن و کمک بگیر، نترس هر چه می خواهی بگو.البته درباره هر چیزی اول فکر کن.هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شود. ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی. وقتی یک نفر به تو حرفی می زند، زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته به وسیله ایمانی که به خدا داری.
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست،البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد.اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن. تا می توانی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن.نگذار کسی از تو ناراحت شود و برنجد.
هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمان شد از او ناراحت نشو.هرگز به خاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
ملیحه جان در این دنیا فقط پاکی،صداقت،ایمان،محبت به مردم،جان دادن در راه وطن،عبادت باقی می ماند. تا می توانی به مردم کمک کن.اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت،فامیلت را که چیزی نداره،کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده.زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا این کار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .
. . .
ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم.هرگز اشتباه فکر نکن.همیشه فقط راه خدا را انتخاب کن.چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.همیشه با ایمان باش.همیشه به مردم کمک کن.به همه محبت کن.در جوانی پاک بودن ،‌شیوه پیغمبری است و راه خداست . . .
. . .
اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد،باید به حرفهایم گوش کنی. ملیحه هرچقدر می توانی درس بخوان.خوب فکر کن.به مردم کمک کن. خوب قضاوت کن.همیشه از خدا کمک بخواه.نماز بخوان و راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .
. . .
همیشه این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را به خاطر بسپار" کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد،یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید،همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود" . . .
ملیحه مهربانم هروقت نماز می خوانی ، برایم دعا کن.
...
خدایا،خدایا،تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار.به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم،وصیت نامه بنویسم.حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم.
خدایا،مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.
خدایا،همسر و فرزندانم را به تو می سپارم.
خدایا،دراین دنیا چیزی ندارم،هرچه هست ازآن توست.
پدر و مادرعزیزم،ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم .
عباس بابایی




طبقه بندی: وصیت نامه، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

وصیت نامه ی شهید خرازی



ادامه مطلب
طبقه بندی: وصیت نامه، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 شهریور 1390 توسط محمد طهماسبی

متن وصیت نامه شهید باكری

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

یا الله، یا محمّد ،‌یا علی یا فاطمه زهرا یا حسن یا حسین

یا علی یا محمّد یا جعفر یا موسی یا علی یا محمّد یا علی

یا حسن یا مهدی (عج) و تو ای ولی مان یا روح الله!

و شما ای پیروان صادق شهیدان.

خدایا!

چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت، و سراپا تقصیر و نافرمانیم؛ گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم؛ رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم.

یا رب! العفو .

خدایا! نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی.

ای وای كه سیه روی خواهم بود.

خدایا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی!

هیهات كه نفهمیدم!

یا اباعبدالله شفاعت.

آه چقدر لذّت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش! ولی چه كنم كه تهیدستم. خدایا! تو قبولم كن!

سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم و ستم ،‌عصر كفر و الحاد، عصر مظلومیت اسلام و پیروان واقعی اش.

عزیزانم

اگر شبانه روز شكرگزار خدا باشیم كه نعمت اسلام و امام را به ما عنایت فرموده باز كم است. آگاه باشیم كه سرباز راستین و صادق این نعمت شویم. خطر وسوسه های درونی و دنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت و خلوص در عمل، تنها چاره ساز ماست.

ای عاشقان اباعبدالله!

بایستی شهادت را در آغوش گرفت، گونه ها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند؛

بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نماییم تا بلكه قدری از تكلیف خود را شكرگزاری به جا آورده باشیم.

وصیت به مادرم و خواهران و برادران و اهل فامیل؛ بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست، همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید. پشتیبان و از ته قلب، مقلّد امام باشید، اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت دهید كه سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح، وارث حضرت ابوالفضل (ع) برای اسلام به بار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند، طلب بخشش دارم و امیدوارم خداوند مرا با گناهان بسیار، بیامرزد.

خدایا

مرا پاكیزه بپذیر.

مهدی باكری

 




طبقه بندی: وصیت نامه، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

وبسایت رسمی دغدغه

ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ____ _ ابزاروبلاگ


 
قالب وبلاگ