خاکیان افلاکی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

حزقیل از چه عبرت می گیرد؟!

 مروی است پس از اینكه از داوود ترك اولی(1)سر زد و در كوه ها و بیابان ها گریان و نالان می رفت،به كوهی رسید ودرآن كوه غاری بود كه درآنجا پیغمبرعابدی بنام حزقیل جای داشت.

حزقیل چون صداهای کوهها و حیوانات را شنید،دانست حضرت داوود است(2)پس داوود گفت:رخصت می دهی بالا بیایم؟

گفت:تو گنهکاری!

داوود گریست به حزقیل وحی رسیدکه داوود را سرزنش مکن برترک اولای او واز من طلب کن عافیت که هرکس را من به خودش واگذارم البته به خطائی مبتلا می شود.

پس حزقیل دست داوود را گرفت و به نزد خود برد.

داوود گفت ای حزقیل هرگز اراده ی گناهی کرده ای؟گفت نه.

گفت:هرگز عجب در توپیدا شده؟گفت نه.

گفت:هرگز میل به دنیا و شهوات آن در خاطرت گذشته؟گفت بلی.

پرسید،آن را به چه علاج می کنی؟گفت به اندرون این شکاف داخل می شوم و از آنچه در آنجا است عبرت می گیرم.داوود با او داخل آن شکاف شد،دید که تختی از آهن گذاشته است و بر روی آن استخوانهای پوسیده است و لوحی از آهن نزد آن تخت گذاشته است.

داوود لوح را خواند،نوشته بود من اروای بن شلم هزار سال پادشاهی کردم و هزار شهر بنا نمودم.و هزار دختر را بکارت بردم و آ؛خر کار من این شد که خاک فرش من و سنگ،بالش و تکیه گاه من و مار و مور،همسایگان من است،پس کسی که مرا ببیند فریب دنیا نخورد.(3)

____________________________________________

1- وقتی مقام آدم پیش خداوند بالا برود،توقع خداوند نیز از آنها بالا می رود واگر آن فرد کاری انجام دهد که خداوند از آنها توقع ندارد را ترک اولی می گویند.                                2-هنامی که حضرت آدم زبور می خواند همه با او هم ناله می شدند.             3-استعاذه،ص84




طبقه بندی: داستان های عبرت انگیز، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

وبسایت رسمی دغدغه

ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ____ _ ابزاروبلاگ


 
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic