تبلیغات
خاکیان افلاکی - مرد مومن مگر تو آر پی جی زنی؟!
خاکیان افلاکی
نوشته شده در تاریخ جمعه 8 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

شهید سرلشکرمهدی باکری(فرمانده لشکرعاشورا)

 

مرد مومن مگه تو آر پی جی زنی ؟!

 پاتک هنوزادامه داشت،که آقا مهدی به این سوی آب می آمد.هلی کوپترها امان نمی دادند و بچه ها با دست خالی جلوی تانک ها ایستاده بودند.

آقا مهدی که رسید،بچه ها جان دیگری گرفتند؛

- با آر پی جی به هلی کوپترها شلیک کنید!

و اولین آر پی جی را خودش شلیک کرد.بعضی ازبچه ها را کارد می زدی خونشان درنمی آمد.ازاینکه آقا مهدی آنجاست عصبانی بودند.

هرکس آقا مهدی را می دید،زیرلب چیزی می گفت؛

((مومن خدا مگه تو آر پی جی زنی؟! برو درسنگربنشین و ما را هدایت کن... کی ازتو انتظار دارد که درخط اوّل نبرد باشی؟!))

((این چه وضعی است،فرمانده لشکر را چه به این کارها؟!))

همه می گفتند و همه بارها دیده بودند که مهدی همین هست که هست.

درهمه ی عملیات ها اگرجلوتر از بسیجی ها نبود،حداقل کنارشان بود.گویی از او عهده گرفته بودند که همیشه درمیان معرکه باشد.

       بخوان امشب به آهنگ جدایی

                         کجایید ای شهیدان خدایی

برگرفته ازکتاب114خاطره برگزیده از14سردارشهید




طبقه بندی: خاطرات، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

وبسایت رسمی دغدغه

ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ____ _ ابزاروبلاگ


 
قالب وبلاگ