خاکیان افلاکی
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 مهر 1390 توسط محمد طهماسبی

سنگر انفرادی1

با سلام و درود به همه شهدای اسلام

دلم گرفته بود و از روی عادت هوای دردودل با شما به سرم زد.
میدانم که اگر قدم از قدم برمیدارم برای زیارتتان و پا بوسی مزارتان این خود شمائید که دعوتم میکنید
وقتی اشک می آید یعنی تو مرا خوانده ای
هرچند تو خوب میدانی که گریه هایم در گلزار شما برای سرگردانی و گمراهی خودم است وگرنه شما که عند ربهم یرزقونید و ما......
دلم از روزگار و مردمانش گرفته است می آیم دفترم را میگشایم و مینویسم از درد هایم ؛ از غربت بی دردی ؛ درد ماندن در تعلقلت دنیا
درد اینکه تو هم نام داری و هم نشان اما گمنامت میخوانند...
فکر میکنم که چه خوب شد که بار سفر بستید و نماندید
شاید میدانستید روزی به اینجا میرسیم که سرود رفتن را فریاد برآوردید و ماندن را تاب نیاوردید.پرواز کردید تا بازماندگان را در بهت و غفلت و ناآگاهی خودشان تنها بگذارید

چه خوب شد نماندید که ببینید بی حیایی و بی عفتی و اسراف و تجمل موجب مباهات مردم شهر است.

چه خوب شد نماندید که ببینید خونتان را چگونه در خیابانهای شهر پایمال میکنیم و تنها به این بسنده میکنیم که شرمساریم.

چه خوب شد نماندید که ببینید به مقدساتمان به امام مان توهین میکنند و ما فقط سکوت میکنیم ؛ سگوتی مرگبار

چه خوب شد نماندید که ببینید ما امانتدار خوبی نبودیم آنجا که هنگام شهادت گفتید ما سرخی خونمان را به سیاهی چادرتان به امانت میدهیم
چه خوب شد نماندید که ببینید ما امانتداران خوبی نبودیم و خونتان را فرش راه رهگذران کردیم

چه خوب شد نماندید که ببینید ما برخلاف شما که سر در راه امامتان فدا کردید ؛ سید علی را تنها گذاشته ایم.

چه خوب شد نماندید که ببینید که در این شهر دیدن گناه و منکر عادت شده است.

چه خوب شد نماندید که ببینید کوتاهی کردیم ...... فراموش کردیم ......و از یاد بردیمتان.

چه خوب شد نماندید که ببینید که برخلاف سنگر های شما در سنگرهای ما
دعوا بر سر پست و مقام و دنیاست.

چه خوب شد نماندید که ببینید ایمان و عاطفه و ایثار چوب حراج خورده اند در این شهر.

چه خوب شد نماندید که ببینید اینجا بیت المال را غارت میکنند...غیرت را به یغما برده اند...مسئولانمان در هتل های مجلل سمینار و کنگره و همایش برگزار میکنند...به اسلام وصله های ناجور میزنند...سیاست بازان حتی از نام شما هم برای سوء استفاده نمیگذرند...و دانشگاه ها ی ما دچار شده اند به نوعی درد مثلا روشنفکر بودن...و الگوی جوانان ما روشنفکران غربی و اروپایی اند...اینجا عکس شهیدان را از خیابان ها و دانشگاهها جمع میکنند و ...
و مردم بر سرسره ی بیخیالی سوارند.
و تمام شهر پلکهایش را بسته است...انگار که صدسال است به خواب رفته است.

 




طبقه بندی: دلنوشته، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
وصیت نامه شهدا
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان

وبسایت رسمی دغدغه

ابزار وبلاگنویسان ابزار وبلاگنویسان ____ _ ابزاروبلاگ


 
قالب وبلاگ
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic